اعیاد شعبانیه مبارک
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یا علی![]()
شهادت صدیقه طاهره ، حضرت فاطمه زهرا (س) را به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج)
و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت عرض می کنم.
التماس دعا
یا علی
بسم رب المهدی
عیــــــــــــــــــــــد قربان مبارک

اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یا علی![]()
پیشاپیش میلاد با سعادت حضرت ثامن الحجج ، امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را به محضر آقا امام عصر(عج) و همه دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم

با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم
تا محضر زلالترین کوثر آمدم
قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم
گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم تر از همیشه بر این باور آمدم
اینک مدینه النبی ام مشهد الرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم
از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاکبوسی «بالاسر» آمدم
حسی کبوترانه گرفته ست جان من
«پایین پای» تو شده هفت آسمان من

در این حریم قدسی سر تا سر آینه
روشن شده به نور تو چشمم هر آینه
گرد و غبار صحن تو را می خرد به جان
همواره بوده است بر این باور آینه
پر می کشد از این همه قلب شکسته آه
سر می زند از این همه چشم تر آینه
عکس ضریح توست که در قاب چشم هاست
یا عکسی از بهشت نشسته بر آینه
گم کرده دارم، آمده ام با نگاه تو
پیدا کنم تمام خودم را در آینه
لبریز روشنی است تمام رواقها
آیینگی ست جان کلام رواقها

شب های گریه تا به سحر حرف می زنم
با واژه واژه خون جگر حرف می زنم
شمعم که گریه میکنم و گریه می کنم
با قطره قطره آتش تر حرف می زنم
روح لطیف تو شده سنگ صبور من
گویی که با نسیم سحر حرف می زنم
گاهی کنار پنجره های ضریح تو
گاهی در آستانه ی در حرف می زنم
شبهای بارگاه تو را درک کرده ام
از «لیله الرغائب» اگر حرف می زنم
بر لب رسیده از قفس سینه آه من
حرف دل است روی زبان نگاه من

روی تو را ستاره ی اشراق خوانده اند
خوی تو را «مکارم الاخلاق» خوانده اند
دست تورا که خالق لطف و کرامت است
روزی رسان انفس و آفاق خوانده اند
باران مهربانی بی وقفه ی تو را
شان نزول سوره ی انفاق خوانده اند
در مذهب نگاه تو غم حرف اول است
چشم تو را پیمبر عشاق خوانده اند
هفت آسمان و رحمت «شمس الشموسی» ات
ذرات خاک و لطف «انیس النفوسی» ات
سيد محمد رضا شرافت



احادیثی از حضرت رضا (ع)
سه ويژگى برجسته مومن
لايكـون المـؤمـن مـومنـاً حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال : 1 ـ سنة من ربّه. 2 ـ و سنة من نبيّه. 3 ـ و سنة من وليّه. فـاما السنة مـن ربه: فكتمان سـره. و امـا السنة من نبيه فمـداراة الناس. و امـا السنة مـن وليه فـالصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء.
مـؤمـن , مـؤمـن واقعى نيست, مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــد: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پيغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.
ويژگيهاى دهگانه عاقل
لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــ ر منـه مـأمــ ول. و الشر منه مأمـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسأم من طلب الخـوائج اليه, و لا يملّ مـن طلب العلـم طول دهره. الفقر فى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهرة. ثـم قال (ع): العاشرة و ما العاشرة؟ قيل له: ما هى ؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى .
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1 ـ از او اميد خير باشد.
2 ـ از بدى او در امان باشند.
3 ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4 ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7 ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
8 ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزكـارتـــر است.
حقيقت توكل
سئل الـرضـا(ع) : عن حـد التـوكل؟ فقـال(ع): ان لاتخـاف احـدا الاالله.
از امام رضا (ع) از حقيقت تـوكل سـوال شـد. فرمـود: اين كه جز خدا از كسـى نترسى .
عمل صالح و دوستى آل محمد(ص)
لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى العبادة اتكالا على حب آل محمد (ص) و لا تدعوا حب آل محمـد(ص) لامرهـم اتكـالا علـى العبـادة فـانـه لايقـبل احـدهـمـا دون الاخر.
مبادا اعمال نيك را به اتكاى دوستى آل محمد(ص) رها كنيد, مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهيد, زيرا هيچ كدام از ايـن دو , به تنهايى پذيرفته نمى شود.
برگرفته از سایت شبکه امام رضا
اللهم عجل لولیک الفرج
یا علی![]()

در احوالات جناب سید هاشم حداد
تولد و والدين
جناب حاج سید هاشم موسوی حداد در سال 1318 ق. در کربلا چشم به جهان گشود.
پدرش سید قاسم و مادرش زنی از قبیله جنابی های کربلا به نام هدیه می باشد.
جدش سید حسن از شیعیان هند بوده و به کربلا مهاجرت کرده است. در آنجا به سقایی مشغول و به حیا و پاکدامنی زبانزد بوده است.
از حکایتهای عبرت آموزجد ایشان آنکه:
اعراب غیرتمند اطراف کربلا بعضی اوقات زنان خود را به همراه آقا سید حسن به کربلا می فرستادند تا لوازم مورد نیاز را تهیه کنند.
در تمام راه تا شهر کربلا حتی یک بار هم بی اختیار نگاه سید حسن به آنها نمی افتاد و این نشان از شدت احتیاط و توجه وی داشت. ایشان در کربلا خانه ایی را سقایی می کرد به قدری در هنگام آب رسانی خویشتن دار بود که از وقت داخل شدن به منزل تا خارج شدن سرش را به طرف دیوار بر میگرداند تا زنی را نبیند خواه در آن منزل کسی باشد یا نباشد.
تحصیل
عارف فرزانه حاج سید هاشم پس از رشد و شکوفایی، در همان کربلا مشغول تحصیل شد. درسهای طلبگی را تا سیوطی خواند. سپس راهی دیار مولی الموحدین، امیرالمؤمنین علیه السلام شد. ؛ تا علاوه بر تحصیل، از محضر عارف کامل و بی بدیل، میرزا علی قاضی طباطبائی تبریزی، استفاده و همچنین در مدرسه هندی نجف خدمت کند.

یا صاحب الزمان
آقا سید هاشم در گفتارشان و تغییر از حالتی به حالتی کلمه یا « صاحب الزمان » را خیلی بر زبان جاری می کردند.
یک روز فردی از ایشان پرسید. آیا شما خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه رسیده اید فرمودند:
کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر نگاهش به امام زمان نیفتد.
نصایح
آقا سید هاشم حداد می فرمود:
روزی برای دیدن شخصی در کاظمین به مسافرخانه اش رفتم، دیدم پس از تعداد زیادی که به حج رفته بود باز عازم سفر حج می باشد، به وی گفتم: تو که هر روز کربلا می روی، مشهد می روی، مکه می روی، پس کی به سوی خدا می روی، وی خوب حرف مرا درک کرد ولی خود را به نادانی زد و با خنده ای درخواست دعای سفر از من کرد و رفت.
همچین آقای حداد می فرمود:
در هر حال با خدا معامله کن. به این معنی که معامله با خلق خدا، معامله با خدا است. باید متوجه بود که عیال و اولاد و همسایه و شریک و مأمومین مسجد همه مظاهر اویند.
اگر با مردم یا با فرزندان خود دعوا می کنی ظاهری و غیر واقعی بکن که نه خودت اذیت شوی و نه به آنها صدمه ای برسد. اگر جدی دعوا کنی، برای طرفین صدمه دارد. عصبانی جدی هم برای تو ضرر دارد و هم برای طرف.
تو که از دست مردم فرار می کنی برای آن است که اذیت آنها به تو نرسد، یا اذیت تو به آنها نرسد. صورت دوم خوب است نه صورت اول و صورتی بهتر نیز هست و آن اینکه خود و دیگران را نبینی.
باز از سخنان اوست که:
فرزندان و اهل بیت را عادت دهید که بین الطلوعین بیدار باشند. دعاها و توسلات خوب است ولی باید انسان اثر را از خدا بداند و از خدا بخواهد.
اللهم عجل لولیک الفرج
آمین
التماس دعا
یا علی![]()
میلاد ناموس دهر ،حجت بن الحسن العسکری، مهدی صاحب الزمان (عج) مبارک باد
ظهور ناگهانی فرا می رسد
در بسیاری از روایاتی که از پیامبر گرامی اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) نقل شده ،این نکته مورد تاکید قرار گرفته است که ظهور نیز همانند قیامت ناگهانی و غیرمنتظره فرا می رسد و زمان آن را هیچ کس جز خدای حکیم نمی داند. از جمله در روایتی که امام رضا (ع) به واسطه پدران بزرگوارش ،از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند چنین آمده :
به پیامبر عرض شد : ای فرستاده خدا ،آن قائم که از نسل شماست چه وقت ظهور می کند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است. تنها خداوند است که چون زمانش فرا رسد آشکارش می سازد. فرارسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است. جز به ناگهان بر شما نیاید.
حضرت صاحب الامر(ع) نیز در یکی از توقیعات خود بر این نکته تاکید می ورزند که ظهور ناگهانی و دور از انتظار فرا می رسد.
فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا می رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمی بخشد.

فضیلت انتظار
در روایات اسلامی آنچنان مقام و منزلتی برای منتظران موعود بر شمرده شده که گاه انسان را به تعجب وامی دارد که چگونه ممکن است عملی که شاید در ظاهر ساده جلوه کند ،از چنین فضیلتی برخوردار باشد. در اینجا به پاره ای از فضایلی که برای منتظران قدوم حضرت بقیة الله الاعظم برشمرده شده اشاره می کنیم.
امام سجاد (ع) :
آن گروه از مردم عصر غیبت امام دوازدهم، که امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند، برترین مردم روزگاران هستند.
شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان که بر آنها درود باد فرمود :
منتظر امر (حکومت) ما بسان آنست که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد.
در همان کتاب به نقل از امام صادق (ع) روایت دیگری به این شرح در فضیلت منتظران وارد شده است :
خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او. آنان اولیای خدا هستند .همان ها که نه ترسی برایشان هست و نه اندوهگین شود.
در روایت دیگری مرحوم مجلسی از امام صادق (ع) نقل می کند که :
هرکس از شما بمیرد در حالیکه منتظر این امر باشد، همانند کسی است که با حضرت قائم (ع) در خیمه اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه ای درنگ کرده آنگاه فرمودند :نه بلکه مانند کسی است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمودند : نه، به خدا همچون کسی است که در پیشگاه رسول خدا (ص) شهید شده باشد.
یا علی![]()
ادامه مطلب...
دعای نور
سید بن طاووس از سلمان نقل کرده است که فرمود: این دعا را حضرت فاطمه (س) به من آموخت.هنگام صبح و شام آن را می خواند و می فرمود : اگر می خواهی هرگز به تب مبتلا نشوی ، بر آن مداومت کن.
سلمان در ادامه می فرماید : بیش از هزار مبتلا به تب در مکه و مدینه به برکت این دعا شفا یافتند.
پیش تر از امام باقر (ع) نقل شد که هنگام تب با صدای رسا می فرمودند: " یا فاطمه بنت محمد "
تسبیح حضرت زهرا(س)
روایات فراوانی در فضیلت و آثار آن وارد شده است. به ویژه پس از نمازهای پنجگانه ، پس از نافله ها و پیش از خواب.
تنها به این روایت بسنده می شود که امام صادق (ع) می فرمایند:
"نزد من تسبیح حضرت فاطمه(س) در هر روز ،پس از خواندن هر نماز، محبوب تر از هزار رکعت نماز خواندن در هر روز است"
صلوات
مرحوم آیت الله ملا علی معصومی ، از علمای همدان و از شاگردان برجسته آیت الله شیخ عبدالکریم حائری ، می فرمودند : برای توسل به حضرت فاطمه (ع) این صلوات ۵۳۰ مرتبه خوانده شود :
" اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک "
برگرفته از كتاب مام فضيلت ها
"عباس اسماعيلي يزدي"


از ازل تاج شرافت را به زهرا داده اند
مهر تایید شفاعت را به زهرا داده اند
آل حیدر یک طرف ، زهرای اطهر یک طرف
پاسداری از ولایت را به زهرا داده اند

اللهم عجل لولیک الفرج
آمین
یا علی![]()
ما که هميشه نام تو را ذکر کرده ايم
آيا به حجم غربت تو فکر کرده ايم!
انگار شانه هاي زمين خسته بوده اند
وقتي که دستهاي علي بسته بوده اند
ياد زني در ميان در و ميخ مانده است
اين قصه تا هميشه تاريخ مانده است
هر چند سوز درد علي تا به ماه بود
بعد از وفات فاطمه او بود و چاه بود

ماجرای سقیفه بنی ساعده را در ادامه مطلب بخوانید
اللهم عجل لولیک الفرج
آمین
یا علی![]()
ادامه مطلب...
سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری
و روز معلم گرامی باد.

چند حکایت از کتاب داستان راستان استاد مطهری:
امتحان هوش
تا آخر ، هیچ یک از شاگردان نتوانست به سوالی که معلم عالیقدر طرح کرده بود جواب درستی بدهد. هر کس جوابی داد و هیچ کدام مورد پسند واقع نشد.سوالی که رسول اکرم (ص) در میان اصحاب خود طرح کرده بود این بود:" در میان دستگیره های ایمان کدام یک از همه محکمتر است؟ "
یکی از اصحاب : نماز
پیامبر (ص) : نه
دیگری : زکات
پیامبر (ص) : نه
سومی :روزه
پیامبر (ص) : نه
چهارمی : حج و عمره
پیامبر (ص) : نه
پنجمی : جهاد
پیامبر (ص) : نه
عاقبت جوابی که مورد قبول واقع شود از میان جمع حاضر داده نشد. خود حضرت فرمودند :
" تمام اینهایی که نام بردید کارهای بزرگ و بافضیلتی است ، و لی هیچ کدام از این ها آنکه من پرسیدم نیست. محکمترین دستگیره های ایمان ، دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست ."

محضر عالم
مردي از انصار نزد رسول اكرم (ص) آمد و سوال كرد: " يا رسول الله اگر جنازه شخصی در میان است و باید تشییع و سپس دفن شود و مجلسی علمی هم هست که از شرکت در آن بهره مند می شویم ،وقت و فرصت هم نیست که هر دو جا شرکت کنیم ،در هر کدام از این دو کار شرکت کنیم از دیگری محروم می مانیم ،تو کدام یک از این دو را دوست داری تا من در آن شرکت کنم؟ "
رسول اکرم (ص) فرمود: " اگر افراد دیگری هستند که همراه جنازه بروند و آن را دفن کنند، در مجلس علم شرکت کن. همانا شرکت در یک مجلس علم از حضور در هزار تشییع جنازه و از هزار عیادت بیمار و هزار شب عبادت و هزار روز روزه و هزار درهم صدقه و هزار حج غیر واجب و هزار جهاد غیر واجب بهتر است. این ها کجا و حضور در محضر عالم کجا ؟ مگر نمی دانی به وسیله علم ا ست که عبادت خدا صورت می گیرد؟ خیر دنیا و آخرت با علم توأم است ،همان طور که شر دنیا و آخرت با جهل توأم است. "

حتی برده فروش
ماجرای علاقه مندی و عشق سوزان مردی که کارش فروختن روغن زیتون بود، نسبت به رسول اکرم معروف خاص و عام بود. همه می دانستند که او صادقانه رسول خدا را دوست می دارد و اگر یک روز او را نبیند بی تاب می شود. او به دنبال هر کاری که بیرون می رفت اول راه خود را به طرف مسجد ( یا خانه رسول خدا یا هر نقطه دیگری که پیغمبر آنجا بود) کج می کرد و به هر بهانه بود خود را به پیغمبر می رساند و از دیدن پیغمبر توشه بر می گرفت و نیرو می یافت، سپس به دنبال کار خود می رفت.
گاهی که مردم دور پیغمبر بودند و او پشت سر جمعیت قرار می گرفت و پیغمبر دیده نمی شد ،از پشت سر جمعیت گردن می کشید تا شاید یک بار هم شده چشمش به جمال پیغمبر اکرم بیفتد.
یک روز پیغمبر اکرم متوجه او شد که از پشت سر جمعیت سعی می کند پیغمبر را ببیند. پیغمبر هم متقابلا" خود را کشید تا آن مرد بتواند به سهولت او را ببیند. آن مرد در آن روز پس از دیدن پیغمبر ،دنبال کار خود رفت، اما طولی نکشید که برگشت.همینکه چشم رسول خدا برای دومین بار در آن روز بر او افتاد ،با اشاره دست او را نزدیک طلبید. آمد جلو پیغمبر و نشست.پیغمبر فرمود :
" امروزِ تو با روزهای دیگر فرق داشت. روزهای دیگر یک بار می آمدی و بعد دنبال کارت می رفتی، اما امروز پس از آنکه رفتی دو مرتبه برگشتی . چرا؟ "
گفت : " یا رسول الله، حقیقت این است که امروز آنقدر مهر تو دلم را گرفت که نتوانستم دنبال کارم بروم. ناچار برگشتم. "
پیغمبر اکرم در باره او دعای خیر کرد. او آن روز به خانه خود رفت ،اما دیگر دیده نشد.چند روز گذشت و از آن مرد خبر و اثری نبود. رسول خدا از اصحاب خود سراغ او را گرفت. همه گفتند : " مدتی است او را نمی بینیم. " رسول خدا عازم شد برود از آن مرد خبری بگیرد و ببیند چه بر سرش آمده. به اتفاق گروهی از صحاب و یارانش به طرف " سوق الزیت " (بازاری که در آنجا روغن زیتون می فروختند ) راه افتاد. همینکه به دکان آن مرد رسید ،دید تعطیل است و کسی نیست. از همسایگان احوال او را پرسید. گفتند : " یا رسول الله، چند روز است که وفات کرده. "
همه آنها گفتند : "یا رسول الله، او بسیار مرد امین و راستگویی بود اما یک خصلت بد در او بود ."
- چه خصلت بدی؟
-از بعضی کارهای زشت پرهیز نداشت.مثلا" دنبال زنان را می گرفت.
- خداوند او را بیامرزد و مشمول رحمت خود قرار دهد. او مرا چنان دوست می داشت که اگر برده فروش هم می بود خداوند او را می آمرزید.

اللهم عجل لولیک الفرج
آمین
یا علی


