امشب شب آرزوهاست. دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا فراموش نشه.
اللهم عجل لولیک الفرج

هر قدر هم كه دير بيايی و راه دور
هر قدر هم كه بگذرد اين سالهای سال
يك روز ذوالفقار نگاهت به آسمان
پل میزند به سمت تبسم، به شور و حال
حتی اگر نباشم و باشی، چه ديدنیست
آن لحظههای روشن و نورانی وصال
تلخ است اگر چه بی تو همه عمر انتظار
ما را اميد تا ابد است و تو را مجال

در بر گرفته خلوت دل را غبارها
ای علت شکفتن گل در بهارها!
با چلچراغ و آینه و آب سالهاست
صف بستهاند در طلبت بیقرارها
رقصی است ماهیان به غم خو گرفته را
در پا نهادنت به دل چشمهسارها
ای ناگهان درخشش بیادعا! ببار
بر شانههای مویه شب زندهدارها
هر چند تا ظهور تو در بند عزلت است
مضمون بکر بال رها در حصارها
ما چشم بر نهایت راهت نهادهایم
تا ممکن است باشد از این انتظارها!

التمای دعا
یا علی![]()
بسم رب المهدی
ولادت کوکب پنجم آسمان ولایت و امامت حضرت امام محمد باقر (ع) بر ساحت مهدی فاطمه (عج) تبریک و تهنیت باد

امام باقر و مرد مسیحی
امام باقر ، محمد بن الحسین علیه السلام ، لقبش باقر است. باقر یعنی شکافنده. به آن حضرت باقر العلوم می گفتند یعنی شکافنده دانش هاو علم ها.
مردی مسیحی به صورت سخریه و استهزا کلمه " باقر " را تصحیف کرد به کلمه " بقر " یعنی گاو. به آن حضرت گفت : " انت بقر " یعنی تو گاوی.
امام بدون آنکه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند با کمال سادگی گفت : " نه، من بقر نیستم . من باقرم . "
مسیحی : " تو پسر زنی هستی که آشپز بود ."
امام :" شغلش این بود.عار و ننگی محسوب نمی شود."
مسیحی :" مادرت سیاه و بی شرم و بدزبان بود . "
امام :" اگر این نسبتها که به مادرم میدهی راست است ،خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی. "
مشاهده این همه حلم از مردی که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد ، کافی بود که انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد نماید و او را به سوی اسلام بکشاند. مرد مسیحی بعدا" مسلمان شد.
بحارالانوار ج ۱۱/حالات امام باقر(ع) /ص ۸۳

خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند
(اصول کافی ج 1 /ص 12)

اِصبِروا عَلی اداء الفَرائضِ، وَ صابِروعَدُوُّکُم ، وَ رابِطو امامَکُمُ المُنتَظَرِِ
صبر کنید برگزاردن احکام شرع و شکیبایی ورزید در برابر دشمنتان و آماده و حاضر یراق باشید برای امامتان که در انتظار او هستید.
(غیبه النعمانی، ینابیع الموده)

خُذُوا الکلِمَةَ اطَّیبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم یعمَل بِها
سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید، اگر چه او خود، بدان عمل نکند.
(تحف العقول، ص391)

افضل العبادة عفة البطن و الفرج
بالاترین عبادت، عفت شکم و شهوت است
(تحف العقول، ص 296)

لا فَضیلَةَ کالجِهادِ ، ولا جِهادَ کمُجاهَدَةِ اَلهَوی
فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست
(تحف العقول ص ۲۸۶)

خدا کند که بهار رسيدنش برسد
شب تولد چشمان روشنش برسد
چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز
به اين اميد که دستم به دامنش برسد
هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ
که آن انــارترين روز چيدنش برسد
چه سال ها که در اين دشت خوشه چين ماندم
که دست خالي شوقم به خرمنش برسد
بر اين مشام و براين جان چه مي شود يارب
نسيـمي از چمنش بـويي از تنش برسد
خداي من دل چشم انتظـار من تا چند
به دوردست فلک بانگ شيونش برسد
چقدر بر لب اين جاده منتظر ماندن
خداکند که از آن دور توسنش برسد

اللهم عجل لوليك الفرج
التماس دعا
يا علي![]()
با سلام خدمت دوستان عزیز. به دلیل شروع امتحانات این وبلاگ تا اطلاع ثانوی
به روز نخواهد شد.
موفق و پیروز باشید.
یا علی
شهادت بانوی دو عالم ،شفیع روز جزا، دخت نبی مصطفی،
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
بر ساحت مقدس ناموس دهر امام زمان (عج)
و دوستان گرامی تسلیت باد

نیش مسمار اگر لب به سخن وا می کرد*** پرده از راز غم فاطمه بالا می کرد
مجری توطئه اهل سقیفه که ز خشم*** در آتش زده را با لگدش وا می کرد
دوخت بر سینۀ زهرا در آتش زده را*** زینب از پشت در این صحنه تماشا می کرد
بین دیوار و در خانه به زهرا چه گذشت؟*** کز خدا مرگ به صد ناله تمنّا می کرد
به چه جرمی گل امّید علی پرپر شد؟***خصم بدکیش چه با شاخۀ طوبی می کرد؟
داد بر اهل ولا درس فداکاری را***آن که یاری ز علی یکّه و تنها می کرد
گه ز بازو و گه از پهلوی بشکسته و گاه***شکوه از ضربت آن سیلی اعدا می کرد
بعد از آن واقعۀ تلخ فدک تا دم مرگ ***بر علی صورت نیلی شده اخفا می کرد

اللهم عجل لولیک الفرج
آمین
یا علی![]()
سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، حضرت امام خمینی (ره) را به تمامی دوستان گرامی تسلیت عرض می کنم.در این پست سه غزل از دیوان امام (ره) را تقدیم حضورتون می کنم.

کعبه عشق
از دلبــــرم به بتكـــــــده، نام و نشان نبود در كعبــــــــه نيز جلـوهاى از او عيان نبود
در خانقــــــــاه، ذكرى از آن گلعذار نيست در ديــــــر و در كنيسه، كلامى از آن نبود
در مَــــدْرسِ فقيه به جز قيل و قال نيست در دادگـــــــاه، هيچ از او داستــــــان نبود
در محضـــــر اديــــب شـــــدم، بلكه يابمش ديــــدم كلام، جـــــز ز معــــانى بيان نبود
حيــــرتزده شـــــدم به صفــــــوف قلندران آنجــــا بجــــز مديحتى از قلـــــــدران نبود
يك قطــــره مـــــى ز جام تو اى يار دلفريب آن مى دهد كه در همـه ملك جهان نبود
يك غمزه كرد و ريخت به جان، يك شرر كز آن در بــــارگـــــــــاه قــدس برِ قدسيان نبود

هيچ دانــــى كه مــــــنِ زار گرفتار توام با دل و جان، سببِ گرمىِ بازار توام
هر جفا از تو به من رفت، به منت بخرم به خــــدا يــــــار توام، يارِ وفادار توام
تــــــــار گيسوى تو آخر به كمندم افكند من، اسير خم گيسوى تو و تار توام
بس كن اى جغد، ز ويرانه خود دم بربند كه در اين دايره، من نقطه پرگار توام
عـــارفان پرده بيفكنده به رخسار حبيب مـــــــن ديوانه، گشاينده رخسار توام
عــاشقان سرّ سويداى تو را فاش كنند پيش من آى كه من محرم اسرار توام
روى بگشـــــــــاى بر اين پير ز پا افتاده تا دم مرگ به جان، عاشق ديدار توام

بـــه مــــن نگـــر كه رخى همچو كهــــربا دارم دلــــى به ســــوى رخ يـــار دلـــربا دارم
ز جـــام عشق چشيـــدم شراب صدق و صفا به خــــُمّ ميكــــده بـا جان و دل، وفادارم
مرا كه مستى عشقت، ز عقل و زهد رهــاند چــــه ره به مــــدرسه يا مسجد ريا دارم؟
غلام همّت جــــام شــــراب ســـــاقــى باش كــه هر چه هست از آن روى با صفا دارم
نسيم عشــق ، بــــه آن يـــار دلـــربا بـــرگو ز جـــاى خيــــز كـــه مــن درد بىدوا دارم
چـــه رازهــــاست در اين خمّ و ساقى و دلبر بــــــه جــــان دوست ز درگــــاه كبريا دارم
سخن ز تخت سليمـــان و جـــام جـــم نـزنيد كــــه تــــاج خســــروِ كــِى را منِ گدا دارم



